گوناگون

شش بازیگر زن ایرانی که خیلی جذاب هستند

شش بازیگر زن ایرانی که خیلی جذاب هستند

در این مطلب به سراغ چند ستاره زن از سینمای ایران می‌رویم که البته به انتخاب تیم تحریریه برترین‌ها هستند.

به گزارش پارسینه، در میان قصه‌های سینمای ایران شاید زنان همواره در حصاری بودند که کار را کمی برای دیده شدن سخت‌تر می‌کرد. این موضوع از پس از انقلاب شاید رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفت اما به هر حال زنان با هر ظاهر و در هر هیاتی کار خود را جلو بردند. هر چند برخی که ستاره بودند مجبور به خاموشی شدند اما این مسیر در نیک و بد روزگار طی شد. در این مطلب به سراغ چند ستاره زن از سینمای ایران می‌رویم که البته به انتخاب تیم تحریریه برترین‌ها هستند. با ما همراه باشید.

حسن قربانی؛ برای ویشکا در امتداد زمان

در میان بهترین کاراکترهای زن سینمای ایران، یعنی به طور دقیق‌تر آن‌ها که قلب مرا به لرزه می‌اندازند. بین چند اسم گیر کردم، آن دلبرانگی بی‌انتهای آفرین عبیسی در طوقی، مددکار وسیع و مهربان سریال دوران سرکشی با نقش‌آفرینی لادن مستوفی و یا مجموعه نقش‌های باران کوثری در سینمای ایران و یا حتی ژاله صامتی همیشه دوست‌داشتنی، من اما در میان همه این‌ها با ویشکا آسایش نهنگ عنبر قرابت بیشتری دارم. آن یاغی سرکش صریح و بی‌گرده که گستاخی را در جای جای نقشش نشان می‌داد و در برخورد با رضا عطاران بخت‌برگشته آن سناریو دائما دست بالا را داشت. ویشکا آسایش که در "امام علی" بیشتر یک اغواگر رند بود در "نهنگ عنبر" جلوه‌های دیگری از بازی‌اش را نشان داد که تا ابد قلبم را مال خودش می‌کند.

هانیه فیض‌آبادی؛ خانم تهرانی؟ ابرانسان؟

آن چه که بر سر هانیه توسلی فیلم "شام آخر" آمد به طور نرمال در تحمل هیچ زنی نیست، اما آن کاراکتر ترکیب برنده‌ای از اجرای درست و حس‌آمیزی دقیق داشت، همان چیزی که معتمدآریا در تمام کارنامه‌ی بازیگری‌اش داشت و افسوس که فعلا جایش خالی است. درباره سحر دولتشاهی معادله اما خیلی ساده است، او همیشه به دل می‌نشیند، مثل نمک ژاله صامتی که حتی اگر هیچ کاری هم نکند، بانمک است، ذاتی و غریزی. ویشکا آسایش هم البته از آن جاهای خالی سینمای ایران که مشابهش نیامده اما در صدر همه این‌ها ملکه اقتدار و کاریزما بانو هدیه تهرانی قرار دارد. شمایل فاعلیت مدام، تصویر و تصور و تخیل یک زنِ فرادست برای تمام زنان دهه هفتاد، شکل قدم زدنش در دست‌های آلوده، آن نگاه بی‌نیاز و مملو از استغنا، آن استایل ضدسیستم. هدیه تهرانی حتی وقتی تحت آسیب است، مثل آن چه که در "چهارشنبه‌سوری" بود، تعریف تازه‌ای از آن موقعیت ترسیم می‌کند، همسرش خیانت کرده بود اما خط به کاریزمای او نیفتاد. وجب به وجب شمایلش اقتدار بود، اقتداری آمیخته با شعر، آن همه زیبایی، این همه استحکام، شما چه هستید خانم تهرانی؟ ابرانسان؟

ایمان عبدلی؛ او تعریف تازه‌ای از زیبایی است

بیتا فرهی هر چیزی که یک زن با کلاس باید داشته باشد را داشت از لحن تا چهره، آه از آن بیتا که مثل اسمش بود، آه واقعا! فروزان را هم فقط دسته کورها می‌توانند انکارش کنند، آن حجم پایان‌ناپذیر اغواگری و زیبایی انگار که چند نفر بود اصلا. آتنه فقیه‌نصیری اما مهجور و دلبر در تمامی سال‌های دهه هفتاد می‌درخشید و دریغ که به اندازه دیده نشد. از میان نسل جدیدتر ماهور الوند ترکیبی از نچرال بودن و بکر بودن را یکجا دارد که هم‌نسل‌هایش کمتر دارند.

مورد خاص این فهرست اما بانو نوری کسرایی است که زیبایی‌اش می‌تواند مسلمان را هم کافر کند. آب دستتان است، زمین بگذارید بروید فیلم "شام آخر" را ببینید، بازیگر مقابلش پرویز فنی‌زاده است، بانو آنجا با چادر هم دوربین را مسخ خودش می‌کند، شام آخر را نپسندیدید، پنجره جلال مقدم را ببینید که مقابل بهروز وثوقی است. قول می‌دهم همه بهروز خواهید شد، شیفته و واله نوری کسرایی. حوصله فیلم هم که نداشتید، عکسش را سرچ کنید، حساب کار دستتان خواهد آمد. او تعریف تازه‌ای برای زیبایی است.

علیرضا باقرپور؛ همان که اسمش را فائقه آتشین گذاشته‌اند

سینمای ایران سرشار از بازیگران زنی‌ست که انگار در محدودیت زیسته‌اند. اما با همه این محدودیت‌ها کتایون ریاحیِ شام آخر، مهناز افشار در سراسر دهه هشتاد، هدیه تهرانی در آن سال‌های تکرارنشدنی ۷۶ تا ۸۰ و پانته‌آ پناهی‌ها در هر هیاتی که مقابل دوربین ظاهر شود جزو انتخاب‌های من است. اما اگر عقب‌تر برویم و به سال‌های ۵۰ خیره شویم ماجرا کمی فرق می‌کند. فروزانی که در دشنه و دایره مینا می‌درخشد و البته یک گوگوشِ کاملا سرحال که مقابل هر دوربینی دلبری می‌کند. من گوگوش را برای آن همراهی بی‌بدیلش با بهروز و آن دیوانگی در گلخانه پدریِ ماه عسل برمی‌دارم.

آیدا فلاحیان؛ کاغذ بی‌خط، امان از سال‌های رفته

کانسپت «زنان قدرتمند» در سینما و ادبیات همیشه برایم الهام‌بخش و شورانگیز بوده است؛ زنانی قدرتمند در زندگی، در جامعه و بازیگری. در سینمای ایران، بازیگران بسیاری حضور داشته‌اند که می‌توان این صفت را برازنده‌ی آن‌ها دانست؛ هنرمندانی که هر یک به شکلی، قدرت خود را هم در قامت بازیگر و هم در جایگاه شخصیت‌های روایی اصلی آثارشان ثبت کرده‌اند. 

نخستین نامی که به ذهن می‌رسد، سوسن تسلیمی است؛ چنان اسطوره‌ای و تأثیرگذار که نمی‌توان از او چشم پوشید. پس از او، فرزانه تأییدی؛ زنی ساختارشکن در دورانی که ساختارها حرف اول را می‌زدند. شاید عجیب اما گلاب آدینه نیز برای من همواره تصویر مادری مقتدر در قلمرو خانه‌اش را تداعی می‌کند. و هدیه تهرانی؛ با سیمای زن مدرن که در «کاغذ بی‌خط» برایم ماندگار شد. زنی که هم‌زمان مادری می‌کند، همسری می‌کند، می‌نویسد و برای آنچه شایسته‌ی خود می‌داند می‌جنگد. هدیه تهرانی در «کاغذ بی‌خط» گویی حاصل مسیری است که همه‌ی آن کاراکترهای پیشین پیموده‌اند؛ زنی با زیبایی و زنانگی خیره‌کننده که می‌اندیشد، می‌نویسد و حضورش معنای قدرت را بازتعریف می‌کند.

لیلا ناصحی؛ سوسن تسلیمی، یک مکتب

لیلا حاتمی از آن جنس بازیگرهایی‌ست که صدا را پایین می‌آورد تا معنا بالا بیاید. فریاد نمی‌زند، اما همیشه شنیده می‌شود. نگار جواهریان اما بازیگر لحظه‌هاست؛ بازیگر لرزش‌ها، تردیدها و ناپایداری‌های انسانی. ترانه علیدوستی معادله‌ی هوش و جسارت است. ترانه معمولاً سوال دارد، در چارچوب‌ خاصی محدود نمی‌شود و گاها ژست عصیان هم می‌گیرد. سوسن تسلیمی که خودش یک مکتب است. بدن، صدا، نگاه، همه در خدمت یک کلِ درونی عظیم. در این میان، مونا فرجاد؛ در آن روزهای کرونایی، در آن تک‌گویی‌های زنانه، نشان داد که بازیگری ابعاد تازه‌تری دارد. تسلط کامل بر متن‌ها با واج‌آرایی‌های دشوار و قدرتی که از صدا و ریتم می‌آید. بازیگری به خالص‌ترین شکل ممکن.

 

ارسال نظر

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار