کتابی که بهتر بود «ترامپ» قبل از جنگ میخواند!
اگر ترامپ که به نظر کمتر به تحلیل کسی گوش میدهد، کتاب «بازجویی از صدام: تخلیه اطلاعاتی رئیسجمهور» را خوانده بود یا با «جان نیکسون» گپ میزد بعید بود دستور حمله مستقیم به رهبر انقلاب را صادر کند.
به گزارش پارسینه ، عصر ایران نوشت: لحظهای که دود برخاسته از حوالی میدان پاستور را دیدم و بعد اخبار بمباران بیت رهبری را خواندم، یاد نوشتههایی از «جان نیکسون» تحلیلگر ارشد سازمان CIA و کارشناس امورخاورمیانه در حوزه ایران و عراق افتادم؛ مردی که از سوی «جورج بوش» مسئول بازجویی از «صدام حسین» شد که ۲۲ آذر ۱۳۸۲ با ریشی انبوه و قیافهای رقتانگیز توسط سربازان آمریکایی از دخمهای حوالی زادگاهش تکریت بیرون کشیده شد.
نیکسون جزئیاتی از گفتوگوها، مشاهدات و تحلیلهایش در خلال دیدارهای هر روزه با دیکتاتور را در کتابی با عنوان «بازجویی از صدام: تخلیه اطلاعاتی رئیسجمهور» منتشر کرد. «هوشنگ جیرانی» این کتاب را به فارسی برگرداند و انتشارات کتاب پارسه روانه بازار کرد.
اگر ترامپ – که به نظر کمتر به تحلیل کسی گوش میدهد- این کتاب را خوانده بود یا با «جان نیکسون» گپ میزد بعید بود دستور حمله مستقیم به آیتالله خامنهای را صادر کند. گرچه بعدها ابعاد بیشتری از چگونگی این تصمیم و نقش «بنیامین نتانیاهو» در آن فاش خواهد شد اما به شهادت رساندن یک مقام ارشد مذهبی در این ابعاد آن هم در این بخش از دنیا معمولاً نتیجه دلخواه حملهکنندگان را در پی نخواهد داشت.
گرچه جایگاه سیاسی، مذهبی و اجتماعی رهبر ایران و «مقتدا صدر» ابداً با هم قابل قیاس نیست اما «جان نیکسون» به خوبی در کتابش نشان میدهد نقش مذهب در خاورمیانه با آنچه در غرب تحت عنوان «مذهب» شناخته میشود قابل قیاس نیست.
واکنش مسلمانان در ماجرای کتاب «آیات شیطانی» به «سلمان رشدی» را با واکنش مسیحیان به شوخیها با عیسی مسیح یا حتی توهین به او در افتتاحیه المپیک پاریس را برای لحظهای با هم مقایسه کنید. این نکتهای است که حتی اپوزسیون ایرانی و برخی از منتقدین جمهوری اسلامی درون کشور هم کمتر قادر به تحلیل آن هستند.
دین، شعائر مذهبی و مفاهیمی مانند عاشورا، شهید، رهبر مذهبی، سیادت و… ابعادی بسیار پیچیده دارند و قادرند حتی افرادی را که تا دیروز منتقد سیستم بودند به مدافعان تا پای جان تبدیل کنند که حذفشدنی نیستند چه رسد به مقلدان و باورمندان مذهبی که حالا داغ به جگر دارند و جز به خونخواهی متقابل رضایت نمیدهند و در این راه نه تنها از مرگ نمیترسند بلکه آن را افتخار میدانند. کسانی که حتی در صورت آتشبس و پایان جنگ و توافقات رسمی امکان ندارد از این خون بگذرند.
نویسنده در این کتاب با صدام در مورد «مقتدا صدر» حرف میزند که نیروهای مسلحی را علیه آمریکاییهای حاضر در عراق رهبری میکند. او به اتاق بیضی کاخ سفید میرود تا درباره عراق به جورج بوش رئیسجمهور وقت ایالات متحده گزارش و تحلیل بدهد. دو فصل از کتاب به این موضوع اختصاص دارد. این بریدهها را بخوانید:
- «بوش خودش را جلو کشید و دوباره از من پرسید: «آیا باید او [مقتدا صدر] را بکُشیم؟» او این سوال را از چند تحلیلگر دیگر هم پرسیده بود… پاسخ دادم: «نه! نباید او را بکشیم. کُشتن صدر او را به شهید تبدیل میکند، محبوبیتش بالاتر میرود و افراد بیشتری به جنبش او خواهند پیوست.» رئیسجمهور را به احتیاط فراخواندم که در تعامل با مسائل و مردم خاورمیانه، دشوار بتوان آنها را در چارچوبهای کاملاً مشخص قرار داد…
- مشکلات زیادی داشتم تا افراد را مجاب کنم که درک کنند یک رهبر شیعه که به نمایندگی از جریان خود صدمه میبیند، اغلب پس از مرگ حتی جایگاهی رفیعتر از زمانی کسب میکند که در قید حیات بود…
- مسئله برای هواداران صدر، مذهب بود. مقتدا صدر همراه با پدر مورد احترامش محمد صادق، جایگاهی شمایلگونه در میان شیعیان عراقی دارند که اکثریت مردم عراق را تشکیل میدهند. یادم هست آن موقع به این فکر میکردم که چقدر طنزآمیز است که دارم درباره فردی مذهبی به رئیسجمهور توضیح میدهم و اینکه مذهب چقدر در عراق مهم است…
خواندن این کتاب نشان میدهد که پیشبینیهای یک تحلیلگر غربی که تجربه ویژه در خصوص پروندههای خاورمیانه دارد تا چه اندازه در خصوص آینده عراق - آشوب، بحران، درگیریهای قومی و مذهبی، ناامنی- درست از آب درآمد و تحولات آینده نشان خواهد داد حق با «جان نیکسون» بود، اینکه «شهید کردن» عالیترین مقام مذهبی شیعه در خاورمیانه آن هم از سوی اتحاد مسیحی- یهودی چه موجهای غیرمنتظره، خطرناک و غیرقابل پیشبینی را با خود همراه خواهد آورد. چه موجهای غیرمنتظره، خطرناک و غیرقابل پیشبینی را با خود همراه خواهد آورد.

ارسال نظر